جیک جیک،کاملترین مجموعه سیسمونی نوزاد و دکوراسیون اتاق کودک

تربیت کودک

تربیت کودک از دوران قبل از تولد و از زمانی که در شکم مادر است، شکل می‌گیرد. با تولد کودک در دوران نوزادی مادر باید به پرستاری از او توجه کافی داشته باشد و از این نکته غافل نشود که در همان سنین ابتدایی باید نظم و ترتیب را به کودک آموخت. کودک از هفت ماهگی مقصود ما را می‌فهمد ولی قادر به سخن گفت نیست بنابراین باید در بیان کلمات دقت کافی داشت و در سنین دو تا ۴ سالگی نوازش و محبت و مهربانی با کودک بسیار اهمیت دارد.

در سنین کودکی والدین اولین و در دسترس ترین الگوی عملی کودک هستند و بیشتر از گفتار، رفتار آن ها، برای کودک الگوست. والدین باید بستر تربیت صحیح کودک را فراهم سازند تا او ضمن حرف شنوی از والدین ، مستقل، خلاق و با اعتماد به نفس پرورش یابد.

در تربیت کودک مرحله اول ایجاد اعتماد و امنیت برای اوست. والدین از همان روزهای اول تولد کودک حس اعتماد را در وجود او  پرورش می دهند، کودکی که بتواند در سایه محبت و توجه به موقع والدین، احساس امنیت و آرامش کند، در بزرگسالی می تواند به محیط پیرامون خود اعتماد داشته باشد، به راحتی به دیگر افراد اعتماد کند و روابط تثبیت شده و پایداری با دیگران برقرار سازد.  کودک در دوران شیرخوارگی نیازمند توجه کامل و زیادی از مادر است تا اعتماد و سپس احساس امنیت داشته باشد. زمینه اصلی اعتماد کودک در یک سال اول زندگی فراهم می شود.

کودک درمراحل رشد و تکامل خود پس از کسب امنیت و احساس آرامش در فضای پیرامون خود، اولین تلاش ها را برای کسب استقلال از سنین ۱٫۵ تا ۲ سالگی آغاز می کند. یکی از اولین نشانه های این استقلال تلاش برای غذاخوردن به تنهایی است. بسیاری از والدین هرگز کودک را با ظرف غذایش تنها نمی گذارند و دایم می خواهند به او در خوردن غذا کمک کنند. در صورتی که کودک نیاز دارد به تنهایی غذاخوردن را تجربه کند و این کار به او احساس عزت نفس و استقلال می دهد. البته والدین باید از دور مراقب و نظاره گر کودک باشند و وسایلی را در اختیار کودک قرار دهند که برایش خطری نداشته باشد. پرورش ابتکار و خلاقیت از حدود ۳ تا ۵ سالگی آغاز می شود، اجازه دهید کودکتان ابتکار عمل داشته باشد و هیچ گاه با او با حالت تهاجمی برخورد نکنید.

کودک طی سال های اولیه زندگی، موجودیت خود را به رسمیت می شناسد و طی مراحل رشد و تکامل به برداشت کامل تری از شخصیت خود می رسد. اما اوج هویت خواهی از سنین ۱۱ سالگی تا دوران بلوغ رخ می دهد زمانی که وی درباره شغل آینده اش، علایق شخصی و نگرش به زندگی تصمیم می گیرد و با والدین بر سر انتخاب ها یا عقایدش جدل می کند. در رویارویی با نوجوان در این مرحله احترام والدین به دیدگاه های وی اصل اساسی است.اگر خواسته های نوجوان در این مرحله از سوی والدین درک نشود، ممکن است وی با قرار گرفتن در گروه همسالان بزهکار، مسیرهای خطرناکی را طی کند.

والدینی موفق هستند که بچه ها بتوانند به آن ها اعتماد کنند. لازمه اعتمادسازی درک همدلانه، احترام به شخصیت آنان احترام به انتخاب ها و دیدگاه های انهاست. اگر می خواهید کودک لجبازی نکند، گاهی لازم است اشتباهش را حتی اگر بزرگ بود به روی وی نیاورید، او را محکوم نکنید و دست روی نقاط ضعفش نگذارید.

والدین باید فرصت شکوفایی اندیشه و مسئولیت انجام کار را به فرزندانشان بدهند و در هنگام لزوم مشاوره و راهنمایی را از آن ها دریغ نکنند.

دیدگاه‌ها ۰

*
*